برابرهای واژه خلق کردن به پارسی
جستن واژهای دیگرخلق کردن
برابرهای پارسی
ساختن، آفرینش، آفریدن
واژه «خلق کردن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «ساختن، آفرینش، آفریدن» میباشد.
به جای «خلق کردن» بگوییم «ساختن، آفرینش، آفریدن»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
ساختن
توانم مگر پایهای ساختن
وزان پس یکی چارهای ساختن
بباید کنون چارهای ساختن
یکی چاره باید کنون ساختن
دگر ساختن کار مهمان نو
آفرینش
نخست آفرینش خرد را شناس
کش از آفرینش چنین است بهر
چو از آفرینش بپرداختند
وزان آفرینش پر اندیشهام
تو با آفرینش بسنده نهای
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: دادگستری، دادگری، داد